| آیا می دانید؟ |
|
چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو ميگذارند؟ چون كار از محكمكاري عيب نميكنه |
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدامي کنی.![]()
![]()
گفتارهايي طنزآميزدرباره طب، طبيب و طبابت
رنجوري با طبيب گفت: رنج ميكشم و زحمتي دارم، چه تدبير باشد؟ طبيب نبض او بگرفت، گفت: علاج تو آن است كه هرروز قليهٔ پنج مرغ فربه و گوشت مطنجنه (نوعي خورش متشكل از گردو، كشمش، قيسي، رب انار، گوشت مرغابي و در برخي موارد خرما) كرده و به زعفران آلوده با عسل ميخوري و قي ميكني! گفت: مولانا! راستي خوش عقل داري، اگر اينكه تو ميگويي كس ديگر خورده و قي كرده باشد، من درحال بخورم.
مرحوم ميرزا ابوالحسن خان دكتر، از اولين اطبايي بود كه به اسلوب طب جديد درس خوانده و بالطبع از چار مزاج و چهار خلط قدما اطلاعي نداشت و يا اگر داشت درست نميدانست. زني براي استعلاج پيش او آمده، گفت: حكيم باشي طبعم گرم است و استخوانهايم سرد، سردي ميخورم با من نميسازد و گرمي هم ضرر ميكند. دكتربه تعجب پرسيد: خانم اين ييلاق و قشلاق را از كجا آوردهايد؟
مردكي را چشم درد خاست. پيش بيطار (دامپزشك) رفت كه دوا كن. بيطار از آنچه در چشم چارپا ميكرده در ديدهٔ او كشيد و كور شد و حكومت به داور بردند. گفت: برو ترا هيچ تاوان نيست كه اگر اين خر نبودي پيش بيطار نرفتي! ...
ندهد هوشمند روشن راي به فرومايه كارهاي خطير
بوريا باف اگر چه بافنده است نبرندش به كارگاه حرير
رنجوري پيش طبيب رفت و گفت: موي ريشم درد ميكند. پرسيد كه: چه خوردهاي؟گفت: نان و يخ! گفت: بر و بمير كه نه دردت به درد آدمي ميماند و نه خوراكت.
به شهري از شهرهاي عراق طبيبي بود حاذق، و مذكوربه يُمن معالجت، مشهور به معرفت دارو و علت... با مايهٔ بسيار و تجربت فراوان، دستي چون دم مسيح و دمي چون قدم خضر... روزگارچنانكه عادت اوست، در بازخواستن مواهب و ربودن نفايس، او را دست بردي نمود تا قوت ذات و نور بصر در تراجع افتاد، و به تدريج چشم جهان بينش بخوابانيد. و اندران شهر مدعيي نادان بود چون عرصه خالي يافت، دعوي علم طب آغاز نهاد و ذكر آن در افواه افتاد.
و ملك آن شهر دختري داشت و به برادرزادهٔ خويش داده بود، و او را در حال وضع حمل رنج حادث گشت. طبيب پير دانا را حاضر آوردند. از كيفيت رنج نيكو پرسيد.
چون جواب بشنود و بر علت تمام وقوف يافت به دارويي اشارت كرد كه آن را زامهران خوانند. گفتند: ببايد ساخت. گفت: چشم من ضعيف است، شما بسازيد. در اين ميان آن مدعي بيامد و گفت: كار من است و تركيب آن ميدانم. ملك او ر ا پيش خواند و فرمود كه در خزانه رود و اخلاط دارو بيرون آرد. در رفت و بي علم و معرفت كاري پيش گرفت.از قضا صرهٔ زهر هلاهل به دست او افتاد، آن را بر ديگر اخلاط بياميخت و به دختر داد. خوردن همان بود و جان شيرين تسليم كردن همان. ملك از سوز دختر شربتي از آن دارو بدان نادان داد، بخورد و در حال سرد گشت.
گويند: قصابي را استخوان خرده در پلك خليده بود، و او را به تعب ميداشت. لاجرم به كحال (چشم پزشك) شد. كحال او را عشوه ميداد، و او هر بامداد مني گوشت به مطبخ طبيب ميفرستاد. روزي به عادت بيامد. طبيب به خانه نبود. شاگرد چشم او بگشود. ريزهٔ استخوان بديد و بيرون كرد.رنجور برفت و ديگر روز باز نگشت. كحال از شاگرد ماجري بپرسيد. گفت: ريزهيي بر پلك داشت بديدم و برآوردم، و بلسان (داروي شفابخش چشم) بنهادم، مانا كه بهبود يافته است. كحال بخشم شد و گفت: زهي ابله! من هم آن استخوان ميديدم ليكن گوشت روزانه را نيز چشم ميداشتم.
يكي از جراحان معاصر در مجلسي ميگفت: امروز سنگ كليهيي به بزرگي تخم مرغي بيرون آوردم، و بدان مفاخره و مباهات كردن ميخواست. يكي از حاضران گفت: رنجور اكنون چگونه است؟ گفت: در حين عمل بمرد. ظريفي از حاضران گفت: اگر بنا بمردن بود، من جگرش را هم در ميآوردم.
اندر وصف شخصيت خسيسان و بخيلان
– معمولا هر ده سال يكبار كفش ميخرن و همون ده سال يكبار هم كه ميرن داخل كفش فروشي به فروشنده ميگن : سلام . ما بازم اومديم !
۲ — وقتي اطرافيانش بهش ميگن بابا اون نوار روضه رو خاموش كن . با جديت ميگه : بزار ببينيم آخرش شام ميدن يانه!.
۳ – در مسابقات رالي در صورت امكان مسافر هم ميزنن.
۴ – وقتي كارت اينترنت اونا تموم ميشه ميندازنش تو آبجوش.
۵ – حتي الامكان بعد از تناول موز تا ساعتها آب نمي خورن تا مزه موز نره.
۶ — و اگه قصد خودكشي هم داشته باشن با برق همسايه اينكارو ميكنن.
گفته شده اين ديالوگهاي لحظاتي قبل از مرگ يك آدم به شدت خسيس بوده:
مرد در حال مرگ: زن ! محمد كجاست؟
زن: همينجا كنارت نشسته.
مرد: علي كجاست؟
زن:اونطرفت نشسته.
مرد: ببينم حامد كجاست؟
زن : اونم همينجا نشسته.
مرد يهو داد ميزنه: پس براچي برق اون اتاق بيخودي روشنه؟
